خرید بک لینک
کی تصور میکرد که اینجا بشه جایی که خالی بشم؟

کی تصور میکرد ...باید بهتر بگم...کی تصور کردم که اینجا فقط میمونه؟

فقط میخوام گریه کنم...خیلی وقته که نمیدونم چه مرگمه...همیشه یه مشکلی بود و به خاطرش حسرت و گریه...اما الان ...مشکلا تموم نمیشن ولی جنس این مشکلات خیلی بیخوده.اصلا نمی ارزه آدم خودشو به خاطر اینا ناراحت کنه.اما پس چی باعث شده اینجوری منو بهم بریزه؟

یه سری افکار از ذهنم اومده بود بیرون و راحت بودم.اما ظاهرا دوباره برگشتن.مگه من قدم کجی گذاشتم ؟لابد گذاشتم...

چرا نمیشه از تنهایی لذت ببرم؟

عطیه با تمام خوبی هاش دوره...بازم دوره...

نبود یه دوست باعث میشه بیشتر درگیر این افکار بشم...

همش میگم که عیب نداره اگر در عوض تو درس موفق تر باشم....اما واقعا میشه؟

برچسب: نویسنده: بردیا قاسمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 4:37

صفحه بندی